تبليغاتX
آرمان شهر

ایول ...

 

داشتم یکی از مجله ها رو ورق می زدم که به مطلب جالبی درباره متخلف ترین راننده ها برخوردم . حالا اگه دوست دارید بشناسیدشون ادامه مطلب رو بخونید.

  • عنوان خلافکارترین راننده با 14 میلیون تومان جریمه به یک جوان تهرانی تعلق گرفته است . در سوابق خوردو این جوان 20 ساله ، 663 فقره انواع تخلف درج شده که 118 موردش نبستن کمربند ایمنی و 94 موردش سرعت غیرمجاز بیشترین تخلفاتش را شامل می شود . برای گرفتن پرینت کامل تخلفاتش 8 متر کاغذ پرینت استفاده شده است !
  • راننده اتوبوسی که با سرعت زیادش در جاده 48 مسافر را حیرت زده می کرد ، برای رفع توقیف اتوبوس با 13 میلیون جریمه حیرت زده شد !
  • رکورد صدور بیشترین قبض جریمه از آن جوانی است که تعداد تخلفاتش از استاد 20 ساله بیشتر است اما چون تخلفاتش بیشتر پارک ممنوع و پارک دوبله بوده ، مبلغ جریمه ها پایین تر است .
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 19:42  توسط حکیمه هادی زاده   | 

اقراء ...

 

وقتی تقویم رو ورق می زنی و روزها رو نگاه می کنی هر روز یه اسمی داره : یه روز ، روز جوان ، یه روز ، روز دانشجو ، یه روز ، روز مادر و خلاصه هر روز با یه اسمی متناسب با رویداد تاریخی خودش

حتی همین چند روز پیش هم روز هفتم مرداد را به نام روز نماز جمعه نامگذاری کردند !

اما به نظر من تو این دوره زمونه ، زمونه ای که همه چیز شده مصالح و منافع خودمون و برای رسیدن به اون حاضریم با همدیگه هر جوری رفتار کنیم و بی مهری کنیم بهتره یه همچین روزی رو که روز مبعث پیامبری هست که رحمه للعالمینه ، روز محبت نامگذاری کنیم تا شاید حداقل برای یه روزم که تو سال شده نگاه محبت آمیز و مهربون جای نگاه کینه توزانه و منفعت طلبانمون رو بگیره ...

 

مبعث پیامبر مهر و محبت ، بهانه آفرینش ، حضرت محمد ( ص ) بر همگان فرخنده باد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 20:34  توسط حکیمه هادی زاده   | 

پشت این چهره خندون ...

 

پدر جان

شاید حالا که بزرگتر شدم خجالت بکشم از اینکه بغلت کنم ، بوست کنم و بهت بگم بابا جون روزت مبارک !

بهم خرده نگیر و بهم حق بده خیلی برام سخته اما بدون که هرگز نگاه مهربونت ، تلاش بی وقفه ات واسه آسایش من و سختی هایی که فقط و فقط به خاطر من تحمل می کنی رو از یاد نمی برم و همیشه از این بابت خودم رو مدیونت می دونم

بعضیا می گن پدرا بداخلاقن ، خشنن و ... اما نمی دونن که پشت این چهره های به ظاهر جدی چه قلبای مهربونی خوابیده که تنها برای ما بچه ها می تپه و چشم انتظار روزیه که موفقیت ها و پیشرفتهای ما رو ببینه و حتی فکر شکست ما هم قلبش رو به درد می یاره و براش آزار دهنده است .

اما همه ما آدما یه پدر داریم که اصلا آفرینش هستی به بهانه او بوده ، امام علی ( ع ) ...

کسی که این روز به بهانه او روز پدر نامگذاری شده تا شاید به ما تلنگری بخوره و فارغ  از روزمرگی ها برای یه روز هم که شده قدردان زحمات پدرامون باشیم امیدوارم که بتونیم این حق را تمام و کمال ادا کنیم !

میلاد حضرت علی ( ع ) و روز پدر بر همه پدران ایران زمین تبریک و تهنیت باد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 18:35  توسط حکیمه هادی زاده   | 

چرخ و فلک ایران

 

دقیقا 52 سال پیش در چنین تاریخی یعنی چهاردهم تیرماه ، چشم مردم تهران به جمال اتوبوس روشن شد ! در این روز بود که اولین خط اتوبوسرانی در تهران با 80 دستگاه اتوبوس در مسیر بازار تا میدان امام حسین (ع) افتتاح شد و طبق معمول! اولین مسافران آن نمایندگان مجلس شورای ملی وقت بودند .

این به معنای ورود اولین اتوبوس به کشور نیست .

اولین اتوبوس زمانی که احمد شاه جوان بر اریکه قدرت تکیه زده بود ، توسط یک تاجر بلژیکی در رشت به کار گرفته شد .

آنچه در اسناد مبنی بر دلیل انتخاب رشت برای به کار گیری اولین اتوبوس با وجود شهرهای بزرگی مثل تهران ، اصفهان و ...  آمده است ، موقعیت اقتصادی و جمعیت آن عنوان شده است . این در حالیست که عده ای بر این باورند چون در آن دوره هر کسی مشغول گروکشی و امتیاز گیری بوده ، یکی از شهرهایی که از دست بیگانگان در امان مانده ، رشت بوده که آن هم با امتیاز به کارگیری اتوبوس توسط این تاجر بلژیکی به تاریخ پیوست . 

این امتیاز پس از مدتی به تاجری ایرانی به نام معین التجار واگذار شد و وی پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد و با کرایه هر نفر 3 شاهی خط اتوبوسرانی راه انداخت . با افزایش تقاضا چند سال بعد تجار مختلف چندین دستگاه اتوبوس وارد تهران کردند .

جالب است بدانید کارخانه های مونتاژ اتوبوس از سال 1290 در ایران پا گرفتند و هشت سال بعد یعنی در سال 1298 شهرادی تهران قوانینی را که ناظر بر میزان کرایه ، زمان کار ناوگان ، تثبیت خطوط و آیین نامه انضباطی بود ، تصویب کرد

آنچه امروزه با عنوان شرکت واحد اتوبوسرانی وجود دارد، در سال 1331 با سرمایه 300 میلیون ریال ، شکل گرفت .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 18:19  توسط حکیمه هادی زاده   | 

به بهانه روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:4  توسط حکیمه هادی زاده   | 

میم مثل مادر !

 

مادر واژه ای به ظاهر چهار واجی است اما در خود معانی عمیق وسنگینی دارد و واج واج آن بیانگر رنج و محنتی است که کشیده تا فرزندی صالح و سالم تحویل جامعه دهد .

م : مهربانی ، محبت ...

الف : استقامت ، استواری ...

د : دوستی ، دلبستگی ...

ر : راهنما ، روشنگر ...

.

.

.

بیهوده نیست که می گویند بهشت زیر پای مادران است ...

 

میلاد حضرت زهرا (س) و روز مادر بر همه مادران تهنیت باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 17:19  توسط حکیمه هادی زاده   | 

قسمتی از وصیتنامه ناتمام دکتر علی شریعتی

 

اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود ، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم ، همانجایی که بیس سال پیش در آتش بیداد سوخت .

این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند . هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فروبرند . از آن سال ، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند اما این سه تن ماندند تا هرکه را میاید بیاموزند .

این سه قطره خون که بر چهره دانشگاه ما همچنان گرم و تازه است .

کاشکی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم  اما نه باید زنده بمانم  و این سه آتش را در سینه ام نگاه دارم .

آنچه نگرانم کرده است ، ناتمام مردن نیست . مردن اگر خوب انجام شود دیگران کار را تمام خواهد کرد و شاید بهتر اما ترسم از نفله شدن است . با دست دشمن سربه نیست کردن و به گردن دوست انداختن .

 

سی و یکمین سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی

 

گرامی باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:52  توسط حکیمه هادی زاده   | 

 

 

 

روز گل و گیاه بر همه لطیف طبعان و زیبا سیرتان گرامی باد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:24  توسط حکیمه هادی زاده   | 

دانشگاهی کاملا آزاد

 

یه بار که با مترو می رفتم سمت دانشگاه خانمی که بعدا در خلال صحبتاش متوجه شدم فرهنگیه  ازم پرسید : دانشگاه ... می ری ؟  اینو  از آرم دانشگاه که روی جزوه تو دستم بود فهمیده بود 

گفتم : بله

گفت : خیلی بی در و پیکره و درد و دلش باز شد . دختر خودش هم دانشجوی همون دانشگاهه .

اون موقع خیلی بهم برخورد اما حالا بعد از سه بار که امتحان یه درس حذف و دوباره اضافه شد می فهمم که حق با اون خانم بود !

تو رشته ما ، ارتباطات ، یه درسی داریم به اسم سمینار در مسائل سیاسی که از وقتی مدیر گروه جدید اومده سر کار، معتقده ارائه سمینار برای این درس کافیه و احتیاجی به امتحان نداره اما اساتید محترم اصرار دارند که باید امتحان برگزار بشه و تا امروز برای سومین بار تصمیم به حذف امتحان این درس از برنامه امتحانی گرفتند انگار اونام به قضیه تا سه نشه بازی نشه اعتقاد دارند همیشه تصمیمای ما همینطوره تازه این تو یه جامعه کوچکی به اسم دانشگاهه تو کشور که دیگه جای خود داره ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 22:16  توسط حکیمه هادی زاده   | 

یاس کبود

 

برگلستان ولایت تاختند

غنچه را با لاله پرپر ساختند

غنچه زیر خار و خس افتاده بود

باغبان هم از نفس افتاده بود 

 

امروز سالروز شهادت کسی است که یاس ، نام و عطر خود را مدیون اوست 

امروز روز آخریست که دستان ملول زهرا نوازشگر حسنین است

امروز زهرا برای آخرین بار گیسوان زینب را شانه می کند

و امروز روز خاموشی بارقه های امید علیست

آغاز بی کسی و غربت علی

و چه سخت است زندگی در کوفه

زندگی با مردمی پیمان شکن

با مردمی که گل گلزار علی را چیدند

امروز زهرا با همه نامردمی ها و ناملایمات بدرود می کند و بار سنگین اندوه خود را بردوش

تاریخ می گذارد ... 

 

سالروز شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 10:55  توسط حکیمه هادی زاده   |